زندگی....
دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند...
اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند !
پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم،
فهم ديگران برايمان مشكل تر، و در نتيجه
امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد...
آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ،
به مراتب سر سخت تر، و در رسيدن به هدف خود
لجوجتر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد.
اما آب... راه خود را به سمت دريا می يابد.
در زندگی، معنای واقعی
سرسختی، استواری و مصمم بودن را،
در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد.
گاهی لازم است كوتاه بيايی...
گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست
و عبور کرد
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوزي که نبینی....
ولی با آگاهی و شناخت
درنهایت بخشیدن را خواهی آموخت
اگر عشق نبود
تو نمي دوني من چي کشيدم وقتي که گفتي تو رو نمي خوام
باور ندارم که ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام
يه شوخي بود و يه غصه تلخ وقتي که گفتي تو رو نمي خوام
خيال مي کردم مي خواي بترسم شايد هنوزم باور نکردم
چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شکسته
رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته
شايد يه حسود چشممون زده بگو کي ما رو تنهايي ديده
ولي ميدونم تو آسمونا غصه ما رو يکي شنيده
تو باور نکن هر کي بهت گفت پيشت مي مونم پيشت مي مونم
باورندارم که ديگه نيستي تا ته دنيا از تو مي خونم
چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شکسته
رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته
تو نمي دوني من چي کشيدم وقتي که گفتي تو رو نمي خوام
باور ندارم که ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام
يه شوخي بود و يه غصه تلخ وقتي که گفتي تو رو نمي خوام
خيال مي کردم مي خواي بترسم شايد هنوزم باور نکردم
چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شکسته
رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته
شايد يه حسود چشممون زده بگو کي ما رو تنهايي ديده ولي ميدونم تو آسمونا غصه ما رو يکي شنيده
اين روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه
اين روزا مشق بچه هايه صفحه آشفتگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
اين روزا کار گلدونا از شبنمي تر شدنه
اين روزا آسمونمون پر از شکسته باليه
اين روزا کار آدما دلاي پاک رو بردنه
اين روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفائيه
اين روزا چشماي همه غرق نياز و شبنمه اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه ![]()
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد... ![]()
دلم خونه دلم خونه
کی می خواد مثل تو باشه ،مثل تو که بی نظیری مثه تو که با نگاهت ، منو از خودم می گیری کی می خواد مثل تو باشه ،مثل تو که تکیه گاهی تو به داد من رسیدی،توی تردید و سیاهی همه چی از تو شروع شد،همه چی با تو تمومه چرا دنیارو نبینم ، وقتی چشمات روبرومه عشق تو پناه آخر ، واسه قلب نیمه جونه کی می خواد مثل تو باشه ، کی مثه تو مهربونه وقتی که چشای خیسم، دیگه جایی رو نمی دید جزتوهیچ کس تو دنیا، حال وروزمو نفهمید همه چی از تو شروع شد،همه چی با تو تمومه چرا دنیارو نبینم ، وقتی چشمات روبرومه
حالا دیگر می توانی مرا فراموش کنی می توانی با خیال راحت سهم مرا از آغوشت پاک کنی ... حالا دیگر می توانی با خیال راحت میان واژه هایم گم شوی بی آنکه چشمهایت را از من بگیری ... باید راهی پیدا کنم میان اینهمه نبودن هایت از ترس آدم های سرد رهگذر پناه ببرم پشت دیوار شعرهایم ... بهار امسال اگر بیاید خواهی فهمید زمستان چقدر طولانی بود بی آنکه باران باریده باشد بی آنکه نقش خیال تورا از تن خسته من ... زدوده باشد حرفی بزن دلتنگم ...
کی بود که با اشکای تو یه اسمون ستاره ساخت
ديدي آخرش من و گذاشت و رفت
می نویسم ..
آنکه ویران شده از یار مرا می فهمد
برو اگه میخوای بری ،
هواى باران داشت، نگاهِ غمگينم
دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم
شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها رو سینه من امده
آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی کسی یه عمر که دربدرم
حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم
من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن
نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن
منو به بازی میگیره عقربه های ساعتم
برگه تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن
دلو از دنیا بریدم، این همه سختی کشیدم
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را یادم باشد که روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نیست یادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم و از آسمان درس پـاک زیستن یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ... یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان یادم باشد زندگی را دوست دارم یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت یادم باشد زمان بهترین استاد است یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم یادم باشد با کسی آنقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود یادم باشد قلب کسی را نشکنم یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست یادم باشد که آدمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات یادم باشد...
دلم مي خواهد بهت بگم ، اين رسم عاشقي نبود
هق هق آخر صدات ، براي قلب من نبود
دلم مي خواد بهت بگم ، اين روزا بي قرارتم حتي اگه مي بيني تو ، اينجوري سرد و ساكتم دلم مي خواد بهت بگم ، چرا صدام نمي كني مثل گذشته هاي دور حتي نگام نمي كني
دلم مي خواد بهت بگم نبض نفسهاي مني حتي اگه نبينمت ، هميشه روياي مني
دلم مي خواد بهت بگم ، از اين زمونه خسته ام دراي قلبمو واسه همه ، به جز تو بسته ام
دلم مي خواد بهت بگم ؛ ديگه ترانه ندارم اگه تو از پيشم بري بدون تو كم مي يارم
دلم مي خواد بهت بگم نرو ، ترو خدا بمون اين همه بي قراري رو از توي چشم بخون
دلم مي خواد بهت بگم ، آره واسه چشات كمم خودت كه بهتر مي دوني ، شريك درد و ماتمم
دلم مي خواد بهت بگم كنار لحظه هام بمون اين همه اشك و حسرت رو ، از روي دلتنگي بدون
دلم مي خواد بهت بگم ، اگه تو تنهام بذاري بايد براي قبر من گلاي مريم بياري
روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت
ديدم دلم گرفته
عشقی که شکست از تو دلگیره
از تو دلگیرم
از عاشقی سیرم بی تو بدون بهتر از با تو بودنه....
اینجا چیزی نیست که بخوای باشی یا نباشی
نبودنت قشنگ تره
![]()
دل من تـنها بـود ،
دل من هرزه نـبـود ...
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا
به کجا ؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت ،
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری
که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...
دل من ساکن دیوار و دری ،
که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغـچه بـود
که تو هر روز به آن می نگری
راستی ، دل من را دیـدی ...؟!!
دلم گرفته از آدمائی که میگن دوستت دارم، اما معنی دوست داشتن و نمیدونن ...
دلگیرم از این بغض تلخ از این همه زخم زبون
من از خود دلگيرم
يكي بود يكي نبود ، اون كه بود تو بودي اون كه تو قلب تو نبود من بودم ، يكي داشت يكي نداشت ، اون كه داشت تو بودي اون كه جز تو كسي رو نداشت من بودم ، يكي خواست يكي نخواست ، اون كه خواست بره تو بودي اون كه نخواست از تو جدا بشه من بودم ، يكي گفت يكي نگفت ، اون كه گفت تو بودي اون كه دوستت دارم رو جز تو به هيچكي نگفت من بودم ، يكي رفت يكي نرفت ، اون كه رفت تو بودي..........؟!
بهم گفت که دوسم داره بهم گفت منو میخواد بهم گفت اگه پاش باشه ته حادثه میاد بهم گفت که نفس هاشم اگه باشم میمونه بهم گفت شور بودن رو توی نگام میخونه دروغ گفت..... دروغ گفت ....... میگفتش من هواشم تموم قصه هاشم میگفتش آبروشم همیشه رو به روشم میگفت از خاکی دوره میگفت سنگ صبوره میگفت تنها نمیشم میگفت میمونه پیشم دروغ گفت..... دروغ گفت ....... بهم میگفت که زندگیشمو با من عجینه می گفت چشمای من واسش یه دنیاست ، سرزمینه میگفت طاقت میاره بچه گی هامو، بدیهام میگفت از من میرونه خون دل هام، خستگی هام بهم میگفت که مثل هیچ کس نیست میگفت توی نگاهش خارو خس نیست میگفت طاقت نمیاره نباشم میگفت از فکرشم میمیره که فک کنه از دنیاش جداشم اینارو اون بهم گفت دروغ گفت دروغ گفت
وقتی که دنیا دود شد
شاید فراموشت کنم
کاشانه ام نابـــــود شد
شاید فراموشت کنم
آسان ز دستم داده ای
باشد به این هم راضیم
وقتی که اشکم رود شد
شاید فراموشت کنم
هرگز زدستت این چنین
سیلی به احساسم نخورد
باشد بزن بد تر بزن
اما به دســـــــــتانت قسم
وقتی که تارم پود شد
شاید فراموشت کنم "بله"
بله رو گفتی تموم شد دیگه این آخر کاره
هی میخوام بگم مبارک
ولی بغضم نمیزاره
هق هقم تمریکه من بود
من واسه تو گریه کردم
قطره قطره های اشکو
به تو امشب هدیه کردم
امشب تو جشنت عزیزم
نمیدونی چی کشیدم
اما کاش اشکام نبودن تورو واضح تر میدیدم
دیگه چشمام نمی بینه دستمم نمی نویسه
دل خوشیم همین یه نامس گرچه اینم خیسه خیسه
آخرین جمله ی نامم این از ته وجودم برو خوشبخت شی عزیزم خیلی عاشق تو بودم
|
About![]()
سلام به وبلاگ من خوش آمدید
Home
|
| |
نام : | |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 18
بازدید ماه : 18
بازدید کل : 3331
تعداد مطالب : 179
تعداد نظرات : 82
تعداد آنلاین : 1